امتياز عليخان العرشي
83
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
و اخزيت امانتك » ( 1 ) . . . إلخ ( ج 3 ، ص 71 ) . ابن عبد ربه ( العقد الفريد ، ج 2 ، ص 295 ) . 26 - نامهء چهل و يكم : [ به يكى از كارگزاران خود ] . « اما بعد ، فانى كنت اشركتك فى امانتى ، و جعلتك شعارى و بطانتى » ( 2 ) إلخ ( ج 3 ، ص 72 ) . ابن قتيبه ( عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 57 ) ، ابن عبد ربه ( العقد الفريد ، ج 2 ، ص 296 ) ، ابو هلال عسكرى ( كتاب الاوائل ، 151 ب ) . 27 - نامهء چهل و ششم : به يكى از كارگزاران خود . « اما بعد ، فانك ممن استظهر به على اقامة الدين و أقمع به نخوة الاثيم . . . » ( 3 ) إلخ ( ج 3 ، ص 84 ) . طبرى ( تاريخ ، ج 6 ، ص 54 ) پس از نقل اين نامه گويد كه مخاطب امام ( ع ) مالك اشتر است ( 4 ) . 28 - وصيت نامهء چهل و هفتم : به امام حسن و امام حسين عليهما السلام پس از ضربت ابن ملجم لعنه الله . « اوصيكما بتقوى اللّه ، و أن لا تبغيا الدنيا و ان بغتكما ، و لا تأسفا على شيء منها زوى عنكما ، و قولا للحق و اعملا للأجر ، و كونا للظالم خصما و المظلوم عونا . . . » ( 5 ) إلخ ( ج 3 ، ص
--> ( 1 ) اما بعد ، كار تو را به من گزارش دادند ، اگر چنين كه گفتهاند كرده باشى همانا خداى خويش را به خشم آورده باشى و از فرمان امام خود سرباز زده باشى و در امانت كار به رسوايى كشانده باشى . . . ( 2 ) اما بعد ، همانا من تو را در امانت خود ، شريك خويش گردانيدم و چون پيراهن خويش و محرم راز خود ، به خود نزديك ساختم . . . إلخ . ( 3 ) اما بعد ، تو از آن مردمى كه من براى برپا داشتن دين خدا از آنان يارى مى طلبم و گردنكشى گنهكار را به نيروى آنان درهم مى شكنم . . . إلخ . ( 4 ) ثقفى ، الغارات ، 1 257 ، 258 مى نويسد : چون كار حكومت بر على ( ع ) راست گرديد نامهاى به مالك اشتر كه در نصيبين بود بنوشت : اما بعد ، فانك ممن استظهر به على اقامة الدين و اقمع به نخوة الاثيم . . . إلخ . ( 5 ) شما را به پرهيزكارى در پيشگاه خدا توجه مى كنم و اندرز مى دهم كه در طلب دنيا مى - باشيد ، اگر چه دنيا در طلب شما باشد و بر چيزى كه از دست شما رفته است دريغ مخوريد و سخن براى حق گوييد و براى آن جهان بكوشيد و ستمگر را دشمن باشيد و ستمديده را ياور . . . إلخ .